تبليغاتX
گل مریم
گل مریم

یکی از همین شبا که تازه چشام گرم شده بود با صدای یه اس ام اس از خواب پریدم . پیامک رو که خوندم هم تعجب کردم هم عصبانی شدم  . تعجب از اینکه چی شده  " همراه اول"  بالاخره بعد از اون همه اس ام اس های تهدید آمیز که آخر هر دوره سند می کرد ، ایندفعه از پرداخت به موقع قبض، اون هم به صورت غیر حضوری تشکر کرده . خیلی عصبانی بودم  می خواستم جوابش بدم : تو هم خروس بی محلی ها . بیا و مردونگی کن  و  به جبران بد خواب کردنم اسممو ببر تو لیست برندگان خوش شانس و خوش حساب  این دوره .

به خودم گفتم بی خیال بابا!! کدوم دفعه و کجا برنده شدی که این دفعه دومت باشه. پتو رو کشیدم رو سرم و رفتم تو عالم خواب .

چقدر سخته که ساعت 3 نیمه شب بعد از انجام یه ترجمه سنگین تازه خوابت برده باشه و قرار باشه 2- 3 ساعت بعدش بیدار شی و یه روز سخت کاری رو شروع کنی یهو یه اس ام اس بیاد. اگه گفتین از کی و کجا ؟؟؟  بــــــــــــــــــــــــــــــــــله !!! از هاکوپیان ارائه دهنده کت و شلوارهایی مطابق با آخرین مد دنیا .

آخه شما قضاوت کنین اون موقع شب کی به کت و شلوار فکر می کنه . از من گذشته حتی شیک پوش ترین و جنتلمن ترین مردا و پسرا هم اون موقع 7 تا موش مرده رو خواب دیدن.

و اینکه خواب امروز بعد از ظهرم هم با یه پیامک از یه دوست شیطون و دیووووونه خراب خراب شد. وقتی جواب دادم از خواب بیدارم کردی . خیلی ریلکس و راحت جواب داد: دلم می خواد... اون لحظه شانس آورد که دم دستم نبود وگرنــــــــــــــــــــــــــــــــه !!!!!هیچی بابا !!! خودش می دونه چیکارش می کردم.

خلاصه امان از دست مخابرات و مخابرات چی ها . 

تذکر: لطفا در هنگام خواب (حالا فرقی نداره صبح ظهر شب ) حتما گوشیهاتونو خاموش کنین و بی خیال دنیای دیجیتال به عالم رویاها پرواز کنین . (وای چه رمانتیک شد ) بابا ای ول .

شب خوش

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط نسیم |

دعاي خالصانه يك بچه!

خدای مهربون
لطفاً برای خانمای فقیری که
توی کامپیوتر بابام هستن
لباس بفرست

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط نسیم |

بازی زندگی اون نیس که تاس خوب بیاری

بلکه

اینه که تاس بد رو خوب بازی کنی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط نسیم |

مامان : آقا امام رضا ! یه نیگاهی هم به ما بنداز . مثل اینکه دلت نمی خواد مارو بطلبی ؟؟؟؟

 

-         مامانی ! این روزام امام رضا پولکی شده . اگه پول داشته باشی تحویلت می گیره . پس از همین جا تصور کن که تو حرمشی .

 

مامان : چه عرض کنم ؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم آبان 1388 توسط نسیم |

دوست داری قانون جاذبه رو تمرین کنی ؟

دوست داری سرشار از شادی و روشن بینی بشی ؟

خب فکر کنم بد نیست این نکته هارو بدونی نسیم خانم :   

 

* به همسرت نیگا کن و بهش بگو دوستش داری

- باشه اگه رفتم اون دنیا حتما بهش میگم ، امروز مدیر خانممون (ببخشید خانم مدیرمون) پیرامون همین مسئله گفت که این روزا اگه به شوهره بگیم دوست داریم میگه وای حتما خیلی دوست داشتنی هستم پس می تونم یه GF برا خودم داشته باشم کی به کیه . اگر هم بهش نگیم دوستش داریم بازم میگه زنم که منو دوست نداره پس حتما یه GF لازم دارم . واقعا ما خانما موندیم چیکار کنیم .

 

* دفعه بعد به جای خوردن شیرینی یه گاز محکم به یه سیب سرخ خوشرنگ بزن .

- من یکی برام فرق نداره .جفتش برام لذیذ و خوشمزس .

 

* به کارای روز مره ت دیدگاه و نظر مثبت داشته باش .

- ای به چشم

 

* به جای تماشای تلویزیون پاشو برو بیرون و به نور ماه و ستاره و کرم شب تاب نیگا کن .

- آخه خودمونیما دیگه این شبا با وجود سریال دلنوازان کی میره ماه و ستاره رو رصد کنه  تازشم کرم شب تاب از کجا پیدا کنیم

 

* به دوستی که خیلی وقته ندیدیش یه زنگ بزن و با او یه ناهار بخور .

- آی گفتی . خیلی خیلی هوس کردم اما باور کن نه اون وقت داره نه من.

 

* همیشه به همه سلام کن .

 - من یکی که همیشه پیش سلام هستم . حتی به اونایی که به نحوی می خوان از دستم فرار کنن و خودشونو به ندیدن و نفهمیدن می زنن سلام می کنم

 

* وقت بیشتری بذار برا طبیعت گردی

- بابا طبیعت گردی پایه می خواد . اونم چه پایه ای : شیطون باحال بگو بخند و بذله گو : ندارم ، نیست

 

* در بحث و گردهمایی اینترنتی شرکت کن .

- دو چشمت روز بد نبینه یه بار شرکت کردم چیزی نمونده بود قضیه به کشت و کشتار ختم شه . نتیجه چی شد هیچی . فقط قرار بود کدورت درست شه که شد. دیگه توبه توبه توبه

 

* دفعه بعد که خواستی فکر منفی کنی یا یه جمله منفی بگی،  رو نفس کشیدنت تمرکز کن .

- خاک بر سرم وقتی یه فکر منفی میاد سراغم راستش دیگه جونم بالا نمیاد. نفسم حبس میشه

 

* وقتی بیرون میری طوری خودتو مرتب کن مثل اینکه با یه فرد مهم و محترم می خوای روبرو شی .

- ساده پوشی و تمیزبودن دو تا فاکتوری هست که برا هر آدم مهم یا غیر مهم جذابیت داره

 

* از خدا بخاطر هرچی که بهت داده تشکر کن .

- چون می دونم داده ها از رحمت او و نداده ها از حکمتش هست همیشه ممنونشم . قربونت برم خدا جون .

 

* هرروز ورزش کن

- این همه پیاده روی از خونه تا ایستگاه اتوبوس  ایستگاه تا دفتر و بالعکس،  کمه ؟ راستش اون ماه که می خواستم برم آموزش شنا نشد ولی حتما در اسرع وقت اقدام می کنم.

 

* در طول روز لبخند بزن مخصوصا وقتی نمی خوای این کارو بکنی .

- خب زیادی هم لبخند بزنی می گن طرف دیوونس . میگی نه امتحان کن 

 

* خونتو با گلای خوش رنگ و قشنگ تزئین کن .

 خیلی که دلم می خواد ولی اتمسفر خونه ما جوریه که گلای طبیعی خیلی دوام نمیارن.

 

* یه سر به موزه بزن و چند دقیقه به یه اثر هنری نیگا کن .

- آخرین باری که رفتم موزه همین عید امسال بود " موزه آب" شهر یزد. قشنگ بود خیلی.

 

* این دفعه که همسایتونو دیدی صمیمانه بهش سلام کن .

- این جز لاینفک من هست .

 

* تنها به فکرای خوب گوش کن .

- منظورتو نفهمیدم !!!! مگه فکر گوش کردنیه ؟؟؟؟

 

* اگه مدتی با خونواده تماس نداشتی پاشو یه زنگ بزن احوالی بگیر .

- ای بابا کجای کاری . مگه جرات دارم هر شب گزارش کامل اون روز رو به مامان خانم ندم . تازه روز جمعه ای هم که حضوری خدمت می رسم باید  کامل از اول تا آخر توضیح بدم

 

* تو حموم آواز بخون .

- وای خدا مرگم بده !!!! نخونده میگن کبکش خروس می خونه دیگه اگه بخونیم چی !!! ولی خب پسرکم حسابی توی حموم خوانندگی میکنه . دو چشمتون روز بد نبینه از نوحه های آهنگران و کویتی پور گرفته تا برسه به شادمهر عقیلی و محمد اصفهانی و.... و همیشه یه نیم ساعت بعد از حمومش حسابی جوگیره و گیر میده که می خواد بره کلاس آواز و داره حیف میشه.

 

* وانمود کن که خارق العاده ای .

- نیازی به وانمود کردن نیست . مگه غیر از اینه؟؟؟؟

 

* اجازه بده برق شادی تو جهره ات بدرخشه.

- خب اگه یهو طرف رو برق گرفت چی ؟؟؟ . وااااااای اونوقت خر بیار (بلانسبت)  باقالی بار کن.

 

*** نسیم از من گفتن بود . اینارو امتحان کن ببین چه آدم شگفت انگیزی هستی و فرصت های خارق العاده ای تو زندگیت پیدا میشه . یادت باشه زندگی یه فرآیند لذت بخشه . خب ؟ به وجود یه قدرت لایتناهی ایمان داشته باش اون وفت هرروز که بیدار میشی احساس می کنی که خوشبخت ترین موجود زنده هستی . ***

 

- باشه . هر چی تو بگی . قبول

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 توسط نسیم |

26 مهر ماه بود که دیگه نیگاهاش بی فروغ شده بود . اون روز از نیمه های شب بی قراری عجیبی داشت . با وجود اینکه ماها بود با مرگ دست و پنجه نرم می کرد و به خوبی می دونستم که دیر یا زود باید با نگاه عاشقونه و قلب مهربونش و دستای گرمش خداحافظی کنم ، اما بغض سنگینی راه گلومو بسته بود .

به حالت ناله ازم می خواس که یه لحظه تنهاش نذارم ، موهامو توی دستاش گرقته بود و قطره های اشک آروم آروم از گوشه چشاش سرازیر می شد.

دو روزی میشد که دیگه بستگان تنهام نمی ذاشتن و مطمئن بودم توی خلوت خودشون به حال دل دردمندم افسوس می خوردن و زار می زدن .

با هر کلام " خدا صبرت بده " صبر و قرارمو از دست می دادم و دیگه نمی تونستم جلو اشکامو بگیرم . بدتر از همه چهره غصه دار و بغض کرده تنها یادگارش بود که دل سنگو آب می کرد چه برسه به من . عزیزم عزیزم عزیزم

.......

دیگه حدودای ساعت 1:30 دقیقه بعد از ظهر بود که خود به خود زبونش باز شد و شروع به گفتن " اشهد ان لا اله الا الله " و " اشهد ان محمدا رسول الله " کرد و برای همیشه قلب عاشقمو تنها گذاشت .

چند سالی میشه که از این ماجرای تلخ می گذره ، اما هنوز که هنوزه  این موسم که میشه غمگینی و سنگینی فضای اون روزها را با تمام وجود حس می کنم و فراموش نمی کنم .

.خدایش بیامرزد

.

.

آخه دل من !  دل ساده من  !  تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار؟؟؟ .

آخه دل من!  دل دیوونه من !

حالا دیگه تو موندی و یه مشت خاطره تلخ و شیرین

خاطره هاشو دوست دارم . چه تلخ چه شیرین .

.

.

.

از اینکه احساساتمو باور دارید ممنونم .

دوستون دارم

یا علی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط نسیم |
Blog Skin