تبليغاتX
گل مریم
گل مریم
 

تسلیت می گم خدمتتون ایام سوگواری امام حسین (ع)

التماس دعا

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم دی 1388 توسط نسیم |

همین 10 دقیقه پیش یعنی ساعت 11 صبح روز جمعه همینطوری که مشغول نظافت هفتگی بودم و مدام دلم به حال کوزت بیچاره می سوخت یهو یه اس ام اس خیلی با حال اومد. بد ندیدم اینجا بذارمش . اینه که فعلا دست از کار کشیدم و یه کانکت کوچولو و یه آپ دیت فوری :

البته فرستنده ش یه مشترک ایرانسل با شماره ای نا آشناس . ولی هر کی هست و هر جا هست دستش درد نکنه چون کلی خندیدم ؛

اینه :

" شما برنده یک شمش طلا از بانک ملت شده اید. لطفا به سایت www.arejoneamat.com   مراجعه کنید . "

آره واقعا جون عمم که منم حتما برنده شمش طلا میشم . عمرا

خب فعلا خدانگهدار ... جمعه تون سر شار از شادی و نشاط .

برم که خیلی کار دارم .

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم آذر 1388 توسط نسیم |

اگه روزي دشمن پيدا كردي، بدون که تو در رسیدن به هدفت موفق شدی  !
اگه روزي تهديدت كردن، بدون که در برابرت ناتوانن

اگه روزي خيانت ديدي، بدون عجب قیمتی داشتی خودت خبر نداشتی !
اگه روزي تركت کردن ، بدون که با تو بودن لیاقت می خواد !

اگه داری پست می ذاری چشات 6 تا 6تا می بینه بدون که خوابت میاد

.

.

.

 شب خوش

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آذر 1388 توسط نسیم |

 

موندم چرا تو مملکتی که کله گنده هاش به ترتیب ادعای جانشینی امام علی، مالک اشتر، میثم تمار و حر ریاحی میکنن فقط سالی سه بار به طور جدی یادی از امیر مومنان (ع) میشه... می گین نه ... خدمتتون عرض می کنم :

 

یکی : 13 رجب،  میلاد این بزرگوار که بهونه ای میشه تا از پدرا و شوهرا قدردانی شه. خودمونیما اون روز حسابی خوش بحال جوراب فروشیای مردونه س.

دوم : 21 رمضون که روز شهادت آقا با پخش مجدد سریال امام علی حال و هوای دیگه ای به خودش می گیره

این آخری 18 ذی الحجه که پیمان برادری امیر مومنین با رسول خدارو به جشن می شینیم و به بهانه عید غدیر مجبوریم هر چی فیلم در پیتی این ور آبو اون ور آبو تحمل کنیم ، خیلی که شاهکار کنن گروهی از هنرپیشه های یه سریال داغ رو دعوت کنن وبا  4 تا خواننده و 4 تا آهنگ سر و ته قضیه رو به هم بیارن. و این چنین یک عید مهم که نشان شیعه بودن ما ایرونیاس تموم میشه.

 

چند روز پیش یکی از همکارام که خیلی هم شیطونه گفت :

خانم ... چرا خدا صبح که از خواب بلند میشه بدون شستن دست و روش تا چشاشو می ماله به خودش میگه امروز روزیه که باید دوباره حال ایران و ایرانی رو بگیرم و هر چی نکبت و بدبختی و گرفتاری رو برا ما ایرانیا می فرسته

 

-         عزیز دلم خودت کلاهتو قاضی کن ... خدا قربونش برم به چی ما ایرونیا دلخوش باشه . به پاکیمون ؟  به یکرنگیمون؟ به صداقتون ؟ به یا رب یارب گفتن خالصانمون ؟ به عبادات بی ریامون ؟ به دستگیری های بی قصد و غرضمون ؟ به چی  آخه؟؟؟

 

باز گفت : چی میشد ما همون زرتشتی می موندیم که اینجور به اسلام و قرآن گند نزنیم مطمئنا خدا هم نظر بیشتری بهمون داشت .

 

گفتمش : زرتشت هم چیزی غیر از محمد (ص) نگفت ؛ پندار نیک ، گفتار نیک ،کردار نیک . عزیزم مهم اینه که بتونیم اینا رو در عمل نشون بدیم نه اینکه فقط شعارشو بدیم. و اداشو در بیاریم .

.

.

.

تبریک عید که سر جاش انشاالله که همیشه و هر لحظه براتون عید باشه ، دلتون خوش و تنتون سالم. اما یک نکته رو یادآوری کنم که در ابتدای متن منظورم از کله گنده ها خدای نکرده آدمایی که سرشون از تنشون گنده تره  نبودا . مد نظر من کسایی بود که یه شبه ره صد ساله رو رفتن و به مقام و پایگاهی رسیدن به حدی که خویش را جانشین اولیای خدا می دانن و ختم کلام اینکه مقامه از خودشون و شعورشون و سوادشون گنده تره .

 

با یه یا علی محکم همین جا از خدای مهربون می خوایم که کمکمون کنه تا پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیکو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم . انشاالله

خوش باشین و سرحال .

 

علی ، علی  

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 توسط نسیم |

 

نوشته شده در تاريخ جمعه ششم آذر 1388 توسط نسیم |

داشتن مدیر زن  اونم برا ما خانما یه سری عیب و یه سری حسن داره . اجازه بدین اول  ولوم آهنگ شادمهر رو که داره میگه : " من برای با تو بودن پراز عشق و خواهشم . واسه بودن کنارت، تو بگو به هر کجا پر می کشم"  کمتر کنم  . خب حالا تمرکزم بیشتره ... ببخشینا ...

داشتم عرض می کردم . چی می گفتم ؟؟؟ آهان راجع به معایب و خوبیهای یه خانم مدیر :

اندر معایب :

چه حالی می گیره وقتی سر صبح شنبه با سگرمه های در هم وارد میشه وبعداز یه سلام کلی ، میره سراغ سین جین کردن تک تکمون . ما هم غافل از اینکه شب قبل با همسر عزیزش درگیر بوده،  یه ریز ، زیر لب غر می زنیمو آرزو داریم زود سر ظهر شه و سایه سنگینشو از رو سرمون برداره.

 

چه ضد حالیه که یهو مثل اجل معلق بالای سرت بیاد و به نکته نکته ترجمه ت ایراد بگیره . اونم ایرادای صد من یه غاز.

 

مگه میشه اخلاقشو تحمل کرد وقتی از جامعه مترجمان بخشنامه میاد که باید تعرفه ها مقابل دید مشتری باشه .

 

دیگه اصلا قابل تحمل نیست که یهو می زنه به سرشو اعلام میکنه همه گوشیها خاموش .  چرا؟؟؟؟ نمیدونم.

 

با صد من عسل هم نمیشه خوردش وقتی به محل کار شوهره زنگ می زنه و آقا پیداش نیست و حتی گوشیشو هم جواب نمیده.

 

القصه

هر آدمی معایبی داره اما کنارش محسناتی نیز داره :

 

عجب حالی میده وقتی اول صبح با روی خوش وارد میشه و یکی یکی سلام می کنه و احوالی میگیره و دوتا شوخی و دوتا خنده و یه ریز از مهمونی قشنگی که شب قبلش با شوهره رفته میگه .

 

مگه بهتر از اینم داریم که با یه خسته نباشی بیاد سراغتو بابت ترجمت ازت تشکر کنه و دعوتت کنه به یه ناهار.

 

شیرینی لبخندش  وقتی خودشو نشون میده که لوح تقدیر حضور در نمایشگاه بین المللی تو دستشه و به خودشو پرسنل فداکار و اکتیوش می باله (خانمی قابل شمارو نداشت فقط انجام وظیفه بود).

 

نمی تونم لذت این لحظه رو نادیده بگیرم که از یه اس ام اس خوشش میاد و برا همه سند میکنه و از بقیه هم می خواد تا اگه پیامک و یا بلوتوث قشنگی دارن براش سند کنن.

 

از برق شادی نگاهش نمی تونم بگذرم وقتی شوهره بهش زنگ می زنه و دعوتش میکنه به یه ناهار دو نفره . اونم تو یه روز قشنگ بارونی. به به به

 

چه خوشمزه س وقتی یهو هوس لواشک و چیپس و پفک و درت مکزیکی و شیرینی دانمارکی میکنه و در یک اقدام ناگهانی میز ریاست میشه پر از تنقلات . بعدشم یه چای خوشرنگ با طعم بهار نارنج . (جدا جای همتون سبز )

اما اما اما :

قشنگترین و لذت بخش ترین لحظه زمانی هست که حقوق یک ماه زحمت و تلاش رو یکی یکی و با احترام تقدیم می کنه . بدون یک ریال اضاف یا یک ریال کم. دمش گرم خیلی مرده به خدا. دوسش دارم خودشو ضد حالاشو و مهربونیاشو.

 همیشه شاد و خوشبخت باشی عزیزم .

.

.

.

 

نتیجه اخلاقی : وقتی پای لواشک و چیپس و پفک میاد وسط ریاست میاستو،  کلاس ملاسو بی خیال . راحت باش

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط نسیم |
Blog Skin