سلام علیکم و رحمت الله و برکات
دوستای خوبم، مهربونای دوست داشتنی ضمن اینکه عید غدیر را به همه شما عزیزان و خونواده های گرامیتون تبریک میگم .خدمتتون عرض کنم خدارو شکر بعد از سالها که قرار بود تا دو سه هفته دیگه به مراسم عقد یکی از دوستام دعوت شم ، بالاخره این دو سه هفته انتظار طولانی به پایان رسیدو وجاتون خالی یه عقدکنون باحال و یه شام خوشمزه ..... ![]()
در هر حال براش آرزوی خوشبختی می کنم . شایددر اینهمه تاخیر خیر و صلاحی بوده که مطمئنا هست.
امیدوارم همگی خوش و سلامت و توپ توپ باشین ![]()
![]()
![]()
![]()

حالا اینو هم بخونین :
مردی متوجه میشه که گوش همسرش سنگين شده و شنواییش کم شده
به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بذاره ولی نمی دونست اين موضوع را چطوری به او بگه.
اینه که رفت پیش دکتر خوونوادگیشون و با اون مشورت کرد.
دکتر گفت : برا ا ينکه بتونی دقيقتر به من بگی که ميزان ناشنوا يی همسرت چقدره ،آزما يش ساده ای هست. اين کاروبکن جوابشو به من بگو...
ابتدا در فاصله ٤ متر ی او با يست و با صدا ی معمولی ، یه مطلبی بهش بگو. اگه نشنيد ، همين کار را درفاصله ٣ متری تکرار کن. بعد در ٢ متری و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بده
اون شب همسر اون آقا تو آشپزخونه سرگرم شام درست کردن بود و خودشم تو اتاق پذيرايی نشسته بود . ( طبق معمول دیگه که آقایون آماده خورن
)
مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ٤ متر ه. بذار امتحان کنم.
بعد با صدای معمولی از همسرش پرسيد:« عز يزم ، شام چی دار يم »
جوابی نشنيد . بلند شد و يک متر جلوتر رفت « عز يزم ، شام چی دار يم »
باز سئوالو پرسیدو باز م جوابی نشنيد. بازم جلوتر رفت و رسید دم در آشپزخونه.
سوالش را تکرار کرد و بازم جوابی نشنيد. اين دفعه جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت« عزيزم شام چی داريم ؟» :
و همسرش گفت:
!! « خوراک مرغ » : برا چهارمين بار ميگم « مگه کری؟!!!!
»
حقيقت به همين سادگی و صراحته
.
.
مشکل ، ممکنه اونطورکه ما هميشه فکر ميکنيم ، در ديگران نباشه ؛ شايد توی خودمون باشه
...
یا علی ![]()
با وجود اینکه 65سالگی رو رد کرده اما بسیارسرزنده و شاد و به شدت علاقه مند به یادگیری کامپیوتر . مربی باشگاه بدنسازیه ، بسیار خوش تیپ و امروزی و فکر میکنم تو این مدت 2 هفته که با هم آشنا شدیم دیروز هفتمین رنگ لاک ناخنشو عوض کرد. از همه مهمتر اخلاق خوش و علاقه و امید بیش از اندازه او به زندگیه.
هرسری بعد از یه سلام و احوالپرسی گرم، بلااستثناء خوشمزه ترین شکلاتا و آدامسارو تعارف میکنه و میگه اول دهنمونو شیرین کنیم. نمیدونین با چه ذوقی تعریف میکرد که قراره تا یکی دوروز دیگه لپ تاپی را که سفارش داده آماده شه .
وقتی اوایل انگیزشو برا یادگیری کامپیوتر پرسیدم با یه خنده بسیار دوست داشتنی جواب داد: خب دخترم عصر، عصر کامپیوتره ، در ضمن نمیخوام جلو دامادام و عروسام کم بیارم.
ماشاالله زبان انگلیسیش هم فول . اولش فکر میکردم با اسپل کلمات مشکل داره اما بر خلاف انتظارم هم به خوبی مینویسه هم می خونه.
ناگفته نماند که بازنشسته علوم پزشکیه و به خوبی هر جلسه چند دقیقه ای راجع به سیستم پزشکی دوران طاغوت ونظم و دیسیپلینی که اونموقع حاکم بوده تعریف میکنه . حتی عکسای بسیار خوشکلی هم که با لباس قشنگ پرستاری در اون زمان گرفته نشونم داده.
یه جورایی حس می کنم بیشتر به یه هم صحبت نیاز داره تا یه مربی کامپیوتر. شاید تو یه جلسه یک ساعت ونیمی ، نیم ساعت مفید رو مسائل کامپیوتر بحث کنیم که اونم همش با خنده و شوخیه .
اولین بار که ساخت فولدر و چگونگی تغییر نام فولدر رو یاد گرفت یه عالمه خوشحال شد و یه عالمه هم صورتمو ماچ کرد ( جاتون خالی عجب صورت خوش بو و نرمی بود)ساعتایی که با ایشون کلاس دارم نه فقط خسته نیستم بلکه آمپر درصد امید به زندگیم از 120 هم بالاتر می زنه .
سر شار از انرژی مثبت و واقعا خوش بحال اهل بیتش . دوسش دارم خیلی دوسش دارم . اگه یه جلسه به دلایلی کنسل کنه خیلی حالم گرفته و حتما اون روز باهاش تماس می گیرم و تلفنی صحبت می کنیم.
خدایا طول عمری با عزت بهش بده .![]()
.
.
.
به طور کلی بگم : خوشحالم که هنوز توی مملکت ما آدمایی عاشق و امیدوار به زندگی هست . آدمایی که با دید عاشقانه و عارفانه به دنیای اطرافشون ، طعم خوش زندگی رو به دیگرون هم می چشونن.
سرزنده باشیم همگی ![]()

پاییز را با همه خوبیها و بدیهاش دوست دارم
If you have the time? I said
God smiled: My time is eternity
What questions do you have in mind for me
What surprises you most about humankind
God answered
that they get bored with childhood
They rush to grow up, and then
long to be children again
That they lose their health to make money
And then lose their money to restore their health

توی یکی از روزهای نسبتا سرد پائیز هزار رنگ ، که بارون شدیدی هم باریدن گرفته ، درست درلحظه ای که تو عالم خودتی و داری به سرنوشتی که اصلا برات خوشایند نیست و می تونس بهتراز اینا باشه فکر میکردی ، لرزش تلفن همرات تورو به خودت میاره . یه نیگاه به شماره میندازی و میگی بهتر از این نمیشه ! اما چون جایی که هستی مناسب گپ زدن با یه دوست نیست بهش قول میدی که تا چند دقیقه دیگه خودت باهاش تماس میگیری .
بالاخره ...
از تاکسی که پیاده میشی سریع زیر طاق یه مغازه پناه میگیری تا کمتر خیس بشی .
شمارشو میگیری با سلام واحواپرسی گرم و دوست داشتنی دوستت یه عالمه انرژی میگیری . از کلماتش و طرز صحبتش متوجه میشی که حال و روز خوبی نداره و دلتنگی به جونش افتاده . اینجاس که دیگه تموم غصه های خودتو فراموش میکنی و سعی میکنی تا همین چند دقیقه لااقل بتونی کمی از خستگی او کم کنی .
واقعا چه سخته که تو اوج دلتنگی ، بخوای ادای آدمای شاد رو در بیاری
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است.
و اما امروز :
راستش دیدم از این دوستم هیچ خبری نیست . هر روز حداقل یه اس ام اس رو ازش داشتم . این بود که پیامکی براش فرستادم و گفتم : سلام!! ازت خبری نیست ، گفتم شاید بی خبر خودکشی کردی .
جواب داد : فعلا نه ولی احتمال داره .
فورا گفتم : یعنی تو میخوای یکی از آثار منحصر بفرد خلقت رو از بین ببری . فعلا دست نگهدار . توکلت به قاضی الحاجات . یا علی
جواب داد: با اس ام اس تو یه کم حالم بهتر شد . مرسی .
می دونستین گاهی یک کلام کوتاه محبت آمیز تأثیری بیشتر از طومارها فلسفه چینی داره وچقدر معجزه میکنه. ![]()
