تصور کنید بانکی دارید که در اون هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومن به حساب شما واریز میشه و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها رو خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشه. در این صورت شما چیکار می کنید؟
هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشه و آخر شب این اعتبار به پایان میرسه. هیچ برگشتی هم نیس و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشه.
ارزش یک سال رو دانشآموزی که مردود شده میدونه.
ارزش یک ماه رو مادری که فرزندی نارس بهدنیا آورده میدونه،
ارزش یک هفته رو سردبیر یک هفته نامه میدونه
ارزش یک ساعت رو عاشقی که انتظار معشوقو میکشه،
ارزش یک دقیقه رو شخصی که از قطار جا مونده،
و ارزش یک ثانیه رو اونکه از تصادفی مرگبار جون سالم به دربرده، میدونه.
هر لحظه گنج بزرگیه!!! گنجتون رو مفت از دست ندین، یه بار دیگه به خاطر بیارید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی مونه.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما شده.
و امروز هم یه هدیه س.
پس قدر هدیه رو خوب بدونیم .
مادر به یاد کو دکیم هر شب لبریز صد ترانه خاموشم
![]()
![]()
یادمان باشد که :![]()
حرفی نزنیم به کسی بر بخورد.
خطی ننویسیم که آزار دهد هم سخنی را ![]()
«««« به نظر شما تا چه حد عشق و علاقتون![]()
به همسرتون میتونه روی رای شما در انتخابات تاثیر بذاره . واضح تر بگم اگه رای شما با رای همسرتون متفاوت باشه آیا حاضرید به حرمت او نظرتون رو عوض کنید ؟ یا اینکه نه اصلا عشق و سیاست دو مقوله جداست؟؟؟ !!!!.»»»».
.
دور از جون شما دیشب بدلیل ازدحام بیش ازحد تبلیغات چی های انتخابات توی خیابونا دیر تر از همیشه به خونه رسیدم . و بدتر اینکه مجبور به پرداخت 5 برابر کرایه معمول شدم . چقدر زور داره . ![]()
![]()
متاسفانه دیشب شاهد صحنه هایی بودم که خداوکیلی صد درصد مطمئنم جزء آرمانهای کاندیداهای ما نیست و نخواهد بود. ( هر چقدر هم که بی رگ و بی غیرت باشن ) .
نمونش : دخترا با چه آرایش زننده ای و چه تیپی رو لبه های پنجره ماشینا نشسته بودن و جیغایی می زدن که آدمو یاد زایشگاه مینداخت .
آقا پسرا هم از این فرصت استفاده کرده بودن و تا می تونستن استفاده بهینه از این جو می نمودن. (به هر حال بی حیایی بیداد میکرد)
اونای که مرید میر بودن آرایشای سبز و تیپ سبز ، با شعار "یک یاحسین تا میر حسین" ابراز احساسات میکردن و اونایی که عاشق محمود آقا با پلاکاردهای " مردی از جنس مردم " هیجانات خودشونو تخلیه میکردن
یه چیز که خیلی برام جالب بود بچه هایی بودن که اصلا سن و سال رای رو نداشتن ولی همچین ابراز احساسات می کردن که بیا و ببین.
خدا به خیر کنه روزهای بعد از انتخابات و اعلام آراء. .
به هر حال بهانه خوبی شده برا مشغولیات جوونای بیچاره ، برا اونایی که پشت کنکورن و این مدت قیددرس رو زدن ![]()
. و امیدوارم که رییس جمهور آینده ( فرق نمیکنه کی باشه ) از خجالت این ملت با صفا مخصوصا نسل جوون و مستأصل دربیاد![]()
و به جای حرافی مرد عمل باشه
... انشاالله. ![]()
![]()
سلام و صد سلام به دوستای خوب و عزیزم که مدتی به خاطریه بی جنبگی ازشون دور و میشه گفت بی خبر بودم .
حالا حتما می پرسین کدوم بی جنبگی ؟ ... عرض می کنم ....
والا راستش بی ظرفیتی مذکور در زمینه استفاده بی رویه از تلفن بوده. آقای مخابرات بعد از کلی اخطار و وقتی دید که حرف حساب تو گوشمون نمیره زد به سیم آخرو برا مدتی خط تلفنمونو یه طرفه و بالاخره از دوطرف ارتباط مارو با دنیا قطع نمود.
یه روز که خیلی سرخوشانه به سراغ نت اومدم در کمال نا باوری متوجه این موضوع شدم . خب همون موقع به خودم گفتم : حقتونه هر کی بی جنبگی کنه باید هم تنبیه بشه . خلاصه این مدت حسابی رو دلمون پاگذاشتیم .
تو خونه نت نداشتم ، تو محل کار به دلایلی عارم میشد سراغ نت بیام ، راستش کافی نت هم خیلی جای مناسبی نیست ( مگر اینکه مجبور باشی) . بنابر این فکر نکنین اونقدر بی معرفت بودم که یهویی فراموشتون کردم .
چند روز پیش که خونه مامان خانم بودم یه سرکی تو نت کشیدم و با یه مطلب کوچولو گل مریمو یه تکونی دادم و یه نیم نگاهی هم به وبلاگای شما دوستام کردم :
متوجه شدم که امیر خان شدیدا قصد دارن آپ های تک جمله ای و حتی شبه جمله ای داشته باشن ( خب به همین هم راضی هستیم ... مهم بودنه)
واااااااااااااای خدا لعنت کنه هرچه هکرو . باور کنین خیلی حالم گرفته شد وقتی شاهد هک شدن تار نگار پریسا در دریای خوشبختی بودم ( مهم نیست عزیز دلم امیدوارم که توی زندگی هک نشی فدات شم . که الحمدلله مطمئنم رو براهی گلم ... توصیه می کنم یه وبلاگ جدید راه بنداز ، آدرسشم به طور خصوصی برا دوستات بذار... اینجوری بازم میتونی دلنوشته هاتو در قالب وبلاگ ارائه بدی... البته هر جور میلیه هااااااااااااا)
یه سری به دوست مهربون و نازنینم نوشین خانم زدم با گذاشتن یه دوتا آیکن ابراز وجود کردم و بهش گفتم که هنوز به یادتم . گرچه اون می شه گفت تا حدودی منو فراموش کرده)
و اما :
جناب طاهری که در وبلاگ قدیمی خود هیچگونه یادداشتی ثبت نکرده بودن و طبعا به سراغ وبلاگ جدیدشون رفتم و اونجا بود که متوجه شدم ایشون بالاخره لطف فرمودن و اسم گل مریمو از لیست وبلاگای دوستاشون پاک نمودن ( میل خودشونه شاید واقعا دیگه نوشته های گل مریم براشون چندان جالب نیست و شایدم اصلا جالب نبوده و از سر عادت با یه کلیک بنده نوازی می فرمودن و اینجا تشریف میاوردن ... به هر حال از ابراز لطفشون بسیار سپاسگزارم )
.
.
دوستای خوب یه جوابیه در کامنت دونی قبلی گذاشتما ![]()
.
.
.
دیروز دیگه با پرداخت قبض تلفن به تنبیه بی جنبگی خاتمه دادم و به خودمون قول دادیم که با مصرف بهینه تکنولوژی، زندگی رو قشنگتر کنیم .
و مطمئن باشین که با یه عالمه حرف و سر خوش تر از همیشه در خدمتتون خواهم بود
یا علی
